شروع جنگ اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران یک سری اثرات پیچیده و{0}}بسیار گسترده بر قیمت صنعت تولید محصولات پلاستیکی خواهد داشت. ما میتوانیم این تأثیرات را از شش منظر درک کنیم، که هر کدام مانند یک چرخ دنده جداگانه عمل میکنند که با دیگران در هم قفل میشود و در مجموع نوسانات شدید قیمت پلاستیک را هدایت میکند.
منابع اولیه پلاستیک نفت و گاز طبیعی هستند. تصور کنید که پلاستیک از طریق پردازش پیچیده از نفت خام "تبدیل" می شود. ایران یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده نفت در جهان است و اگر درگیر جنگ شود، اولین چیزی که تحت تأثیر قرار میگیرد، تولید و حمل و نقل نفت خام است.

تصور کنید اگر کشتیرانی در تنگه هرمز به دلیل درگیری نظامی قطع می شد، نه تنها به کاهش حمل و نقل برخی کالاها منجر می شد، بلکه مستقیماً «جاده اصلی» صادرات نفت خام از خاورمیانه را قطع می کرد.
تأثیر مستقیم: میلیونها بشکه نفت خام را نمیتوان روزانه در تانکرهای بینالمللی بارگیری کرد و این نفت خام را نمیتوان به پالایشگاههای آسیا و اروپا منتقل کرد.
وحشت زنجیره ای: پالایشگاه های بزرگ به دلیل نگرانی در مورد کمبود عرضه مواد خام در آینده، به هر قیمتی برای موجودی نفت خام موجود در بازار پیشنهاد می دهند که منجر به رشد انفجاری قیمت نفت در بازار نقدی می شود. این رشد دیگر یک صعود آرام نیست، بلکه یک پرش آنی است.
این بحران ژئوپلیتیکی مواد خام در نهایت به آزمونی بی رحمانه برای شرکت های فرآوری پلاستیک تبدیل خواهد شد.
لایه اول فشار: افزایش قیمت نفت خام به سرعت به مواد خام اولیه شیمیایی (مانند مونومر اتیلن و پروپیلن) منتقل می شود و منجر به افزایش قیمت کارخانه گلوله های پلاستیکی می شود.
لایه دوم فشار: برای تولیدکنندگان محصولات پلاستیکی پایین دستی (مانند تولیدکنندگان سطل زباله 240 لیتری)، آنها با معضل "گران تر از نان آرد" روبرو هستند. به دلیل نسبت بالای مواد اولیه در قیمت تمام شده، تقریباً فضایی برای هضم داخلی ندارند.
لایه سوم فشار: اگر محصول نهایی افزایش قیمت نداشته باشد، شرکت با زیان مواجه خواهد شد. اگر قیمت ها افزایش یابد، ممکن است منجر به از دست دادن مشتریان حساس به قیمت نیز شود. این معضل بسیاری از شرکتهای کوچک و متوسط{1}} را در بحران بقا قرار میدهد و آنها را مجبور میکند تا در لبه سودهای کم یا حتی منفی دست و پنجه نرم کنند."
افزایش قیمت نفت خام به این معنی است که هزینه مواد اولیه اولیه برای تولید پلاستیک مانند نفتا، اتیلن، پروپیلن و غیره نیز سر به فلک کشیده است. افزایش قیمت این مواد اولیه در نهایت مانند یک باتوم رله خواهد بود که لایه به لایه به هزینه تولید ذرات پلاستیک (مانند HDPE، PP، PET و غیره) که معمولاً استفاده می شود، منتقل می شود. برای شرکتهایی که سطل زباله پلاستیکی، پالتهای پلاستیکی، جعبههای پلاستیکی و کیسههای پلاستیکی تولید میکنند، هزینههای مواد اولیه معمولاً 70 تا 80 درصد از کل هزینه را تشکیل میدهند. زمانی که قیمت در مبدا افزایش پیدا کند، اگر آن را افزایش ندهند، تقریباً هیچ سودی نخواهند داشت و حتی ضرر می کنند.
تولید مدرن جهانی شده است و قطعات یک محصول ممکن است از سراسر جهان باشد. جنگ مانند یک جفت قیچی خواهد بود که بیرحمانه این شبکههای زنجیره تامین پیچیده را قطع میکند.

ایران نیز یکی از تولیدکنندگان مهم محصولات شیمیایی است. جنگ نه تنها کارخانههای پتروشیمی را در داخل مرزهای خود نابود میکند، بلکه کشورهای همسایه مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی را مجبور میکند تا فعالیتهای تولیدی خود را در مناطق{1}پرخطر به دلایل امنیتی متوقف یا کاهش دهند. ظرفیت تولید مواد خام پلاستیکی این کشورها سهم قابل توجهی از کل تولید جهانی را تشکیل می دهد. هنگامی که تولید متوقف شود، ناگهان کمبود عمده ای در عرضه جهانی مواد خام پلاستیکی ایجاد می شود.
بنادر در مناطق جنگی بسته خواهند شد، فرودگاه ها تعطیل خواهند شد و مسیرهای اصلی کشتیرانی خطرناک خواهند شد. حتی در کارخانههای محصولات پلاستیکی در چین یا اروپا، اگر به یک افزودنی کلیدی، مستربچ، یا نوع خاصی از ذرات پلاستیکی که اتفاقاً در مناطق جنگزده یا اطراف آن تولید میشود، تکیه کنند، با خطر اختلال در عرضه مواجه خواهند شد. حتی اگر جایگزینی در جای دیگری یافت شود، زمان و هزینه بیشتری می طلبد. در این دوره، کارخانهها ممکن است با معضل «آشپزی بدون برنج» مواجه شوند که باعث افزایش بیشتر قیمت موجودیهای موجود میشود.
به عنوان مثال، یک کارخانه قالب تولید{0}درپوش سطل زباله پلاستیکی با کیفیت بالا در ایتالیا به دلیل کمبود گاز صنعتی وارداتی از ایران مجبور به تعطیلی شد. این باعث می شود کارخانه هایی در سراسر جهان که منتظر این درب برای تکمیل محصول نهایی هستند نیز تولید را متوقف کنند. این پدیده "از دست دادن یک حلقه، قطع کردن کل تصویر" هر حلقه در زنجیره صنعت پلاستیک را متشنج می کند و مردم فقط می توانند قیمت های بالاتر را بپذیرند تا برای خرید مواد اولیه و لوازم جانبی محدود عجله کنند.
حتی اگر مواد اولیه و محصولات پلاستیکی تولید شود، نحوه انتقال آنها به خریداران تبدیل به یک چالش بزرگ خواهد شد.

پس از شروع جنگ، هر کشتی تجاری که از خاورمیانه، به ویژه نزدیک خلیج فارس و تنگه هرمز عبور می کند، با خطر اصابت تصادفی موشک، تخریب مین یا توقیف مواجه می شود. شرکت های حمل و نقل نظامی نیستند، آنها ریسک نمی کنند. بنابراین بلافاصله در تمامی مسیرهایی که از آبهای مربوطه عبور می کنند، «اضافه خطر جنگ» بالا اعمال می کنند. این هزینه مستقیماً بر عهده فرستنده که واردکننده و صادرکننده محصولات پلاستیکی است واریز می شود و در نهایت در قیمت محصولات نهایی پلاستیکی منعکس می شود.
مانند هزینه های حمل و نقل، هزینه بیمه کالا و کشتی نیز به طور تصاعدی افزایش می یابد. شرکت های بیمه نرخ ها را بر اساس خطرات جنگی دوباره ارزیابی می کنند و حق بیمه یک کشتی باری با ارزش و محموله آن ممکن است چندین برابر یا حتی ده ها برابر افزایش یابد. این نیز هزینه ای است که در نهایت به قیمت محصولات پلاستیکی اضافه می شود.
به دلایل ایمنی، شرکت های حمل و نقل کشتی ها را منحرف می کنند. برای مثال، کشتیای که در ابتدا از کانال سوئز عبور میکرد، ممکن است مجبور شود اطراف دماغه امید خوب در آفریقا را دور بزند. این دور 10 روز تا دو هفته طول و زمان سفر را افزایش می دهد. این نه تنها به معنای افزایش هزینه های حمل و نقل (مصرف سوخت بیشتر، زمان اشغال کشتی طولانی تر)، بلکه چرخه گردش مالی کندتر است. برای خریدارانی که نیاز به تحویل به موقع دارند، زمان پول است. برای رعایت مهلت مقرر، گاهی اوقات مجبور به پذیرش بار هوایی می شوند که روش گران تری است. برای محصولات پلاستیکی سنگین، هزینه حمل و نقل هوایی تقریبا غیرقابل تحمل است.
سفته بازان در بازار مالی مانند کوسه هایی هستند که بوی خون را استشمام می کنند، هر تلاطم بزرگی فرصتی برای آن ها برای حدس و گمان است.

هم نفت خام و هم مواد خام پلاستیکی (مانند پلی پروپیلن و پلی اتیلن) دارای بازارهای آتی هستند. زمانی که اخبار جنگ به گوش می رسد، حجم زیادی از وجوه سفته بازانه به این بازارها سرازیر می شود و شرط می بندد که قیمت ها در آینده سر به فلک بکشد. سفارشات خرید آنها به سرعت قیمت های آتی را بالا می برد. و قیمت آتی نیز می تواند بر انتظارات روانی بازار نقدی تأثیر بگذارد. تامین کنندگان نقطه ای به طور طبیعی قیمت های کارخانه خود را با افزایش قابل توجهی در قیمت های آتی افزایش می دهند، حتی اگر هزینه های واقعی تولید آنها بلافاصله تغییر نکرده باشد.
در این فضا کارخانجات و تجار پایین دستی محصولات پلاستیکی دچار وحشت خواهند شد. آنها نگرانند که اگر امروز نخرند فردا گرانتر می شود و اگر پول هم داشته باشند نتوانند بخرند. بنابراین، همه دسته دسته برای خرید مواد اولیه به بازار هجوم آوردند و "احتکار وحشت" را تشکیل دادند. این افزایش سریع تقاضا در کوتاه مدت وضعیت عرضه محدود را تشدید می کند و یک پیشگویی خودکامه را شکل می دهد: از آنجا که مردم انتظار افزایش قیمت ها را دارند و عجله برای خرید دارند، این عجله خود منجر به افزایش واقعی قیمت ها می شود.
در طول جنگ، اطلاعات آشفته و درست یا نادرست است. یک مقاله خبری جعلی در مورد بمباران یک کارخانه بزرگ شیمیایی می تواند قیمت ها را در عرض چند دقیقه افزایش دهد. هنگامی که اخبار شفاف سازی منتشر می شود، ممکن است کاهش قیمت به طور کامل به موقعیت اولیه خود دشوار باشد. این رفتار سوداگرانه که از عدم تقارن اطلاعاتی و نوسانات احساسی سوء استفاده میکند، میتواند باعث شود که قیمتهای پلاستیک به شدت نوسان کنند و از ارزش بنیادی واقعی خود بسیار منحرف شوند.
تأثیر جنگ بر اقتصاد یک شمشیر-دولبه است. در حالی که هزینه ها را افزایش می دهد، ممکن است تقاضا را در مناطق خاصی سرکوب کند.

جنگ های مقیاس بزرگ اغلب با افزایش عدم اطمینان در مورد چشم انداز اقتصاد جهانی همراه هستند. هم کسب و کارها و هم مصرف کنندگان محتاط خواهند بود. شرکت ها برنامه های توسعه خود را به تعویق می اندازند و تقاضای خود را برای تجهیزات و بسته بندی جدید کاهش می دهند. مصرف کنندگان کیف پول خود را سفت می کنند و خرید اقلام غیر ضروری را کاهش می دهند. محصولات پلاستیکی به طور گسترده در زمینه هایی مانند خودرو، لوازم خانگی، لوازم الکترونیکی مصرفی، اسباب بازی و غیره استفاده می شود که اگر فروش این محصولات پایانه کاهش یابد، طبیعتا تقاضا برای قطعات پلاستیکی کاهش می یابد. این سمت کاهش تقاضا ممکن است به تدریج پس از شروع جنگ آشکار شود و یک بازی پیچیده را با هزینه های بالادستی سرسام آور شکل دهد.
اگر کشورهایی مانند ایالات متحده و اسرائیل گرفتار جنگ شوند، منابع مالی دولت آنها به شدت به سمت بخش های نظامی و دفاعی متمایل می شود. بودجه ای که می توانست برای ساخت و سازهای زیربنایی و پروژه های زیست محیطی (مانند خرید سطل های جدید تفکیک زباله و بازیافت) استفاده شود فشرده خواهد شد. برای رئیس توسعه صنعت انبارداری بندری، اگر فضای اقتصادی خوب نباشد و دولت حمایت و کمک به پروژههای انبارداری بندری را کاهش دهد، تمایل و توانایی او برای خرید جعبههای لجستیکی و پالتهای پلاستیکی جدید نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
هنگامی که قیمت پلاستیک به دلیل جنگ فوق العاده گران می شود، برخی از کاربران پایین دستی شروع به جستجوی جایگزین می کنند یا راه هایی برای صرفه جویی در مصرف پیدا می کنند. به عنوان مثال، کارخانه های بسته بندی ممکن است ضخامت کیسه های بسته بندی پلاستیکی را نازک تر کنند. شرکت های ساختمانی ممکن است به جای لوله های پلاستیکی بیشتر از فلز یا چوب استفاده کنند. این نوع رفتار صرفه جویانه و اثر جایگزینی، اگرچه قادر به معکوس کردن افزایش قیمت در کوتاه مدت نیست، اما در بلندمدت اثر بازدارنده خاصی بر تقاضای کل پلاستیک خواهد داشت، بنابراین تا حدودی افزایش نامحدود قیمت ها را محدود می کند.
جنگ چشم انداز سیاسی و اقتصادی جهانی را تغییر خواهد داد و جریان تجارت و الگوی رقابت صنعت پلاستیک نیز در نتیجه تغییرات عمیقی را تجربه خواهد کرد.
ایالات متحده احتمالا تحریم های جامع تری را علیه ایران اعمال خواهد کرد و حتی با متحدانش متحد خواهد شد تا نفت و محصولات شیمیایی ایران را به طور مشترک ممنوع کند. این معادل حذف ایران، کشور تامین کننده اصلی، از بازار جهانی است. چه کسی شکاف بازار را پر خواهد کرد؟ این می تواند خود ایالات متحده (افزایش تولید نفت شیل و گاز طبیعی) یا سایر کشورهای تولیدکننده نفت باشد که تحت تأثیر تحریم ها قرار نگرفته اند. برای صنعت پلاستیک، این بدان معناست که کانالهای تدارکات باید تحت بازسازی بزرگ- قرار گیرند. کارخانه هایی که در اصل مواد اولیه را از ایران وارد می کردند باید برای تهیه به ایالات متحده یا سایر مناطق مراجعه کنند که این امر تعادل عرضه و تقاضای جهانی و سیستم قیمت گذاری مواد اولیه پلاستیک را تغییر می دهد.
خطر جنگ باعث می شود بسیاری از شرکت های چند ملیتی متوجه شوند که اتکای بیش از حد به یک منبع تامین واحد دور و از نظر سیاسی ناپایدار بسیار خطرناک است. این روند "چین+1" یا برون سپاری نزدیک به ساحل را تسریع می کند. به عنوان مثال، مشتریان ما ممکن است تمایل بیشتری به خرید از چین داشته باشند، که نسبتاً ایمن است و روابط تجاری پایداری دارد، و حتی امیدواریم که تامین کنندگان چینی بتوانند برخی از موجودی یا نقاط مونتاژ را به صورت محلی ایجاد کنند تا از خطرات در زنجیره تامین اقیانوسی جلوگیری کنند. این امر موقعیت برتر چین را به عنوان "کارخانه جهانی" در زمینه محصولات پلاستیکی تقویت خواهد کرد.
قیمت بالای نفت و پلاستیک در درازمدت شرکتهای تولید پلاستیک را مجبور به نوآوریهای تکنولوژیکی خواهد کرد. از یک طرف، آنها برای توسعه فناوری سبک وزن و تولید محصولات به همان اندازه محکم با پلاستیک کمتر (مانند سطل زباله های نازک تر اما با استحکام ثابت) سخت تر کار خواهند کرد. از سوی دیگر، اقتصاد بازیافت پلاستیک بسیار بهبود خواهد یافت. زمانی که قیمت پلاستیک های بکر بالا باشد، استفاده از مواد بازیافتی (PCR) بسیار مقرون به صرفه می شود. این امر توسعه کل صنعت بازیافت پلاستیک را تحریک می کند و انتقال صنعت به اقتصاد دایره ای را ترویج می کند. ما مشتریان شرکت های بازیافتی داریم که «محصولات» آنها (پلاستیک های بازیافتی) ممکن است در نتیجه ارزش خود را به شدت افزایش دهد.
به طور خلاصه
یک جنگ-در مقیاس بزرگ در خاورمیانه به صنعت تولید پلاستیک مانند یک ضربه سنگین از ابعاد مختلف از جمله هزینه، تدارکات، روانشناسی، تقاضا و الگو ضربه خواهد زد و در نهایت منجر به افزایش شدید قیمت محصولات پلاستیکی در کوتاه مدت خواهد شد و به طور بالقوه حالت عملیاتی کل صنعت را در بلندمدت تغییر خواهد داد.







